حکمت، شرف بزرگوار را مي افزايد وبنده مملوک را تا مجلس ملوک بالا مي کشد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
حسين صفره - کشکول قرآن و عترت
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  • در ياهو
  •    [آرشيو شده ها]

    به نام خدا

    أفضل نساء أهل الجنة

    عن ابن عباس - مرفوعا - «  أفضل نساء أهل الجنة: خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد، و مريم بنت عمران، و آسية بنت مزاحم.»

    رواه أحمد والترمذي بإسناد صحيح
    قال الحافظ ابن حجر: هذا نص صريح قاطع للنزاع في تفضيل خديجة على عائشة لا يحتمل التأويل.

    ابن عباس از پيامبر اکرم (ص) روايت می کند که فرمود:
    برترين زنان اهل بهشت [چهار نفرند]:
    خديجه دخت خويلد
    فاطمه دخت محمد(ص)
    مريم دخت عمران
    آسيه دخت مزاحم
    احمد بن حنبل و ترمذی با اسناد صحيح اين حديث را نقل کرده اند.
    ابن حجر عسقلانی دانشمند بزرگ سنّی می گويد:
    نصّ اين روايت نبوی به طور روشن و قطعی به اختلاف [اهل سنّت] در برتری خديجه بر عائشه پايان می دهد و به هيج وجه تأويل و توجيه نمی پذيرد.

    مأخذ:
    اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب والفضائل ، مؤلف : زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي المناوي (متوفى : 1031هـ)

     



    حسين صفره ::: دوشنبه 28/5/1387::: ساعت 5:31 عصر

    اجابت دعای امام علی(ع) نسبت به حسن بصری

    در کتاب الخرائج والجرائح :آمده است:
    امام علی (ع)
    حسن بصرى را ديدند که در دلوی وضو می گرفت،
    به او فرمود
    : « أسبغ طهورک يا کفتى .» وضويت را کامل بگير، ای کفتی1(شيطان)
    حسن بصری گفت: ديروز [ در جنگ جمل ] کسانی را کشتی که وضوی کامل می گرفتند.
    امام فرمود : «
    وإنّک لحزين عليهم ؟» تو برای آنان اندوهگينی؟
    گفت: آری.
    امام علی(ع)فرمود
    : « فأطال الله حزنک .» پس خدا اندوه ترا طولانی گرداند.
    أيّوب سجستانى گويد : همواره حسن را به شدّت اندوهگين می ديديم،
    گويی از دفن دوستی بسيار صميمی بر می گردد، يا گويی خربنده ای است که الاغش گم شده است،
    در اين باره از او پرسيديم،
    گفت:«
    عمل فىَّ دعوة الرجل الصالح .» نفرين مرد صالح در من اثر کرده است.
     (موسوعة الامام علی (عليه السلام)، ج:11،ص:73)



    1 – کفتی به زبان نبطی يعنی شيطان، مادر حسن او را از کودکی به اين نام صدا می کرد و هيچ کس اين را نمی دانست تا اين که امام (ع) او را بدان اسم صدا کرد.



    حسين صفره ::: چهارشنبه 9/5/1387::: ساعت 12:57 صبح

    به نام خدا

    کم گوی و گزيده گوی

    کم گوى و بجز مصلحت خويش مگوى          
    چيزى که نپـــرسند تو از پيش مگوى

    دادنــد دو گــوش و يـک زبـانت ز آغــاز         
     
    يعنى که دو بشنو و يکى بيش مگوى

    +++++++

    بد اصل گدا چو خواجه گردد نه نکوست
    مغــــرور شود نداند از دشمن، دوست

    گر دايــره ی کـــوزه ز گــوهـــر سـازنـد
    از کوزه همان برون تراود که در اوست

    (أفضل الدين محمد مرقي بن حسن (حسين)
    کاشاني ، معروف به بابا أفضل )

    (
    مشاهير شعراء الشيعة تأليف ،عبدالحسين الشبستري)

     
     

     

     

     



    حسين صفره ::: شنبه 5/5/1387::: ساعت 6:56 عصر

    به نام خدا

    پيامبر برای يک سفر که از مدينه خارج شد، علی(ع) را جانشين خود کرد!

    أبو الحسن الرفاء به ابن رامين فقيه گفت:وقتی پيامبر (صلی الله عليه و آله) [برای غزوه ی تبوک] از مدينه خارج شد، کسی را جانشين خود نکرد؟

    گفت: چرا! علی (ع) را جانشين خود نمود.

    گفت :چرا به اهالی مدينه نگفت خودتان [سرپرست] انتخاب کنيد زيرا شما بر گمراهی اجتماع نمی کنيد؟

    گفت : از نافرمانی و فتنه بر آنان می ترسيد .

    گفت : اگر فسادی در بين آنان رخ می داد هنگام بازگشت آن را اصلاح می فرمود.

    گفت : اين سخنی معتبر است .

    گفت : آيا برای پس از مرگ خويش کسی را جانشين خود نمود؟

    گفت : نه.

    گفت: مرگ پيامبر از سفرش عظيم تر است؟ پس چگونه برای بعد از مرگ خويش بر امّت ايمن يافت آنچه را که در سفر از آن خوف داشت با اين که خود زنده و بر آنان مسلط بود؟ در اينجا ابن رامين به سخن ادامه نداد.( به اصطلاح عاميانه کم آورد!)
     (مناقب ال ابی طالب،ج:1،ص:258)



    حسين صفره ::: جمعه 28/4/1387::: ساعت 5:48 عصر

    در کتاب المستطرف آمده است که معاويه روزی به جارية پسر قدامة گفت:
    «
    ما کان أهونَک على قوْمک إذْ سمّوک جارية!» چقدر برای طايفه ات بی ارزش بوده ای که نام ترا " جارية " ( کنيز) گذاشته اند!
    جاريه در جواب گفت: «
    ما کان أهونک على قومک إذ سمّوْک مُعاويَة و هي الأنْثى من الکلاب!» تو نيز چقدر برای قومت بی ارزش بوده ای که نام ترا معاويه گذاشته اند که به معنای مادّه سگ است.
    معاويه گفت: «
    اسکتْ لا أمّ لک» ساکت باش بی مادر!
    جاريه گفت: «
    أمّ لي ولدتْني » مادری دارم که مرا به دنيا آورده است.
    آنگاه در ادامه گفت: به خدا سوگند دلهايی که با آن ترا دشمن می داريم هنوز در ميان سينه ها ی ما و شمشيرهايی که بدان با تو پيکار کرديم در دستمان است...
    معاويه گفت:«
    لا أکثر الله في النّاس مثلک يا جارية» خدا مانند ترا در ميان مردم زياد نگرداند!
    جاريه گفت:
    « قُلْ معْروفاً فإنّ شرّ الدّعاء مُحيطٌ بأهْله.» سخن خير بگو زيرا دعای شرّ به صاحبش احاطه دارد. ( المستطرف في کل فن مستظرف ـ الأبشيهي، ج :1،ص: 134)

     

     



    حسين صفره ::: پنجشنبه 27/4/1387::: ساعت 7:40 عصر





    به نام خدا


    براي فهم قرآن امام  لازم است.


    محمد بن يعقوب کلينى با اسناد خود از منصور بن حازم روايت مى‏کند که


    گفت: به حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض کردم: خداوند بزرگتر و والاتر است از آنکه به مخلوقاتش شناخته شود بلکه مخلوقات به خدا شناخته مى‏شوند،


     فرمود: راست مى‏گوئى.


    عرض کردم: کسى که بشناسد که پروردگارى دارد سزاوار است آنکه موجبات رضا و غضب او را نيز بشناسد تا آنکه مرتکب عملى که موجب خشم‏اوست نگردد بلکه موجبات رضا و خشنودى او را بجاى آورد.و رضا و غضب او معلوم نمى‏شود مگر از راه وحى الهى که به خود او برسد يا از راه خبر دادن رسول از طرف خدا.


     بنابر اين کسى که وحى به او نرسد بايد به طلب پيغمبران برود و چون به آنان برخورد کرد مى‏داند که آنان از طرف خدا حجت‏اند و اطاعت آنها واجب.


    و من به مردم گفتم: آيا مى‏دانيد که رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم از جانب خدا حجت‏بر بندگان اوست؟


     گفتند: آرى.


    گفتم: در وقتى که رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت‏حجت‏بر بندگان خدا کيست؟


     گفتند: قرآن، و من چون در قرآن تامل کردم ديدم که کتابى است که با آن مرجى و قدرى و زنديق 1 که به خدا ايمان ندارد استدلال مى‏کنند و آيات قرآن را براى اثبات مدعاى خودشان بر عليه رقيبانشان شاهد و دليل مى‏آورند، و بنابر اين دانستم که قرآن به تنهائى نمى‏تواند حجت‏بر بندگان خدا باشد مگر به واسطه قيمى که عارف بر حقائق و اسرار و تاويلات کتاب خدا باشد.


    اوست که از جانب خدا بر مخلوقاتش حجت است و آنچه را که او در معانى و تاويلات قرآن بگويد حق است.


    بنابر اين به آنها گفتم: قيم قرآن کيست؟


     گفتند: ابن مسعود مى‏دانست قرآن را و عمر مى‏دانست و حذيفه مى‏دانست.


     گفتم: آيا تمام قرآن را مى‏دانست؟


    گفتند: نه،


    بنابر اين هيچکس را نيافتم که بگويند که تمام قرآن را بداند مگر على بن ابيطالب عليه السلام را.و چون مشکل و مجهولى در بين قومى باشد اين بگويد: نمى‏دانم و ديگرى بگويد: نمى‏دانم و ديگرى نيز بگويد: نمى‏دانم و ليکن يکى بگويد: مى‏دانم


     و در تمام مشکلات و مجهولات قرآن على مى‏گويد مى‏دانم، و مشکل را حل مى‏کند.


     پس بنابر اين فهميدم که على عليه السلام قيم قرآن است و اطاعت او بر امت واجب،


     او حجت‏ خداست‏ بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر مردم و آنچه را درباره قرآن بگويد حق است.


    حضرت چون اين استدلال را از من شنيدند فرمودند: خدا تو را رحمت کند. (اصول کافى‏: ج 1 کتاب الحجة ص 168،نيز رک امام شناسي:ج2)


     


     








    1 - مرجى و جمعش مرجئه فرقه‏اى از اسلام هستند که مى‏گويند با ايمان هيچ معصيتى ضرر ندارد و با کفر هيچ طاعتى فائده ندارد.و آنها را مرجئه مى‏گويند چون معتقدند که خدا عذاب آنها را به تاخير مى‏اندازد.و قدريه کسانى هستند که جبرى مذهب يا تفويضى مذهب هستند، و زنديق کسى است که يا انکار خدا کند و يا دو مبدا خير و شر را قائل باشد.


     


     



    حسين صفره ::: پنجشنبه 5/2/1387::: ساعت 12:5 صبح

    به نام خدا

    شوخي با نامحرم ممنوع!
    ابوبصير مي گويد: در کوفه براي زني قرآن مي خواندم، يک بار در موردي با او شوخي کردم. بعد از مدّتي خدمت امام باقر (ع) رسيدم، امام مرا مورد مؤاخذه و سرزنش قرار داد و فرمود: «کسي که در خلوت مرتکب گناه شود خداوند به او نظر لطف نمي کند، چه سخني به آن زن گفتي؟!»
    وي گويد: از شرم و خجلت سر در گريبان افکندم و توبه کردم.
    امام باقر (ع) فرمود:«شوخي با زن نامحرم را تکرار نکن.»

    (بحار الانوار،ج:46،ص:247، قصه هاي چهارده معصوم(ع)، ص104)



    حسين صفره ::: دوشنبه 22/11/1386::: ساعت 4:56 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     دعاي مطالعه


    اَللهُمَّ أخرِجني مِن ظُلُماتِ الوَهم      خداونـدا مـرا خارج کـن از تاريـکي وهم


    وَ أَکـرِمنـي بِنـــــــــورِ الفَهـم             کرامت ده مـرا از روشنـي دانش و فهم


    اَللهُمَّ افتَح عَلَينا أبوابَ رحمتِک          خداوندا به روي ما گشـا درهاي رحمت


    وَ انشُر عَلَينـا خزائــنَ علومِـک          بگستر گنج دانشـهاي خود بر روي امّت


    برحمتک يا أرحَمَ الـرّاحميـــن           بـه لطفت مهـربانتـر از تمـام مهربـانـان


    )ترجمه و نظم دعا : حسين صفره(



    حسين صفره ::: يکشنبه 11/9/1386::: ساعت 7:43 عصر

       [آرشيو شده ها]
    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 26
    بازديد ديروز: 31
    کل بازديد :5584

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<
    حسين صفره - کشکول قرآن و عترت
    حسين صفره[17]
    به نام خدا- امام علی (ع) فرموده است:« إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکَمِ» این دلها مانند بدنها خسته و افسرده می شوند، در اين حال نکته های زيبا و نشاط انگيز برای آنها انتخاب کنيد. – در برخی نقلها – به آنها هديه کنيد. (نهج البلاغه: حکمت 91 و 197،غررالحکم:ص67) در اين راستا کشکول قرآن و عترت به خواست خدا می خواهد با تدارک نکته های زيبا و حکمت آميز به رفع ملال از دل دوستان مؤمن کمک نمايد. چارچوب «قرآن و عترت» مرا موظف می کند که بيشتر لطيفه ها و حکايتها و نکته ها با قرآن و احاديث اهل بيت (عليهم السلام) و به طور کلی آموزه ها ی دينی مرتبط باشد.

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>لينک دوستان<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >> فهرست موضوعي يادداشت ها <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<